اصلاً رقیه نه، مثلاً دختر خودت خودت

اصلا رقیه نه، مثلاً دختر خودت؛
یک شب میان کوچه بماند، چه می‌شود؟

اصلا بدون کفش، توی بیابان، پیاده نه!!!
در راه خانه تشنه بماند، چه می‌شود؟

دزدی از او به سیلی و شلاق و فحش٬ نه!
تنها به زور گوشواره بگیرد٬ چه می‌شود؟

گیریم خیمه نه٬ خانه و یا سرپناه٬ نه!
یک شعله پیرهنش را بگیرد، چه می‌شود؟

در بین شهر٬ توی شلوغی، همیشه، نه!
یک شب که نیستی٬ بهانه بگیرد، چه می‌شود؟

اصلا پدر، عمو و برادر، نه؛ جوجه ای،
تشنه مقابل چشمش بمیرد، چه میشود؟

دست گناهکار مرا روز رستخیز،
یک دختر سه ساله بگیرد، چه می‌شود؟

Advertisements

نگرانم

ﺗـا مـــــحرم
ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ
ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﻧﮑﻨﺪ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻤﺎﻧﻢ ؟
ﻧﮑﻨﺪ ﺑﻐﺾ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﻏﻢ
ﻧﻪ ﺑﺒﺎﺭﺩ
ﻧﻪ ﺑﮑﺎﻫﺪ
ﺍﺑﺪ ﺍﻟﺪﻫﺮ ﺑﻤﺎﻧﺪ ؟
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺷﮏ ﻧﺮﯾﺰﻡ؟
ﻧﮑﻨﺪ ﮐﺮﺏ ﻭ ﺑﻼ ﺭﺍ ﻧﺪﻫﯽ
ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺭﺑﺎﺏ؟
نکند باز بمانم؟
ﻧﮑﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﻧﺨﻮﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺣﺮﻡ
ﺍﻫﻞ ﺣﺮﻡ
ﻣﯿﺮ ﻭ ﻋﻠﻤﺪﺍﺭ ﻧﯿﺎﻣﺪ؟
ﻧﮑﻨﺪ
ﭘﺎﯼ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺣﺮﻣﺖ ﺑﺎﺯ ﺑﻤﺎنم
ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﺣﺴﺮﺕ ﻭ ﺁﻫﺶ؟
ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ
ﻧﮕﺮﺍﻧــــﻢ ﻧــﮑﻨــــﺪ ﺩﯾــــﺮ ﺷـــﻮﺩ ﺟﺎی ﺑﻤﺎﻧـــــــﻢ…

۲ روز تا مُحَرَمْ